عضو خبرنامه الکترونيکي شويد :
پست الکترونيک شما :
   
جستجو :
                          
تالار گفتگو تماس با ما درباره ي جشن کتاب بايگاني صنعت نشر بانک اطلاعات آفرينندگان گزارش ها و مقالات نقد و معرفي کتاب اخبار فرهنگي صفحه ي اصلي
مرور و نقد کتاب
سه شنبه 30 خرداد 1385
وقتي يوسا حرف مي زند

عنوان :

 

گفت و گو در كاتدرال
Convesacion en la Cathedral

 

اطلاعات كتاب :

 

ماريو بارگاس يوسا
Mario Vargas LIosa

 

ترجمه از عبدالله كوثري


نشر لوح قلم. چاپ اول: 1384. شمارگان 2200 نسخه. 704 صفحه، گالينگور. 8000 تومان

 

 

امتياز هاي كتاب :

 

 

كتاب به صورت كلي: چهار ستاره از پنج ستاره
ترجمه: چهار ستاره
طراحي جلد: دو ستاره
صفحه بندي، فونت، كاغذ، كيفيت تصاوير: سه ستاره
تناسب بها با كتاب: سه ستاره
پخش كتاب: چهار ستاره

 

فهرست مطالب :

 

كتاب در چهار بخش كه هر كدام داراي فصل هايي بر اساس شماره مرتب شده هستند، نوشته شده است

 

متن معرفي كتاب:

 

 

شايد مهم ترين اثر يوسا، شايد مهم ترين اثر رئاليسم ادبيات امريكاي لاتين، شايد مهم ترين رمان نيمه ي دوم قرن از نظر فرم و ساختار، شايد فقط يك رمان سخت كه خواندش عذاب آور خواهد بود، هفتصد و دو صفحه و پيچيده. يك ديدار، دو دوست، سانتياگو و راننده ي خانوادگي هم را بعد از سال ها مي بينند، در كافه ي كاتدرال – در لغت به معناي كليساي جامع هم هست – مست مي كنند و از هم جدا مي شوند. بقيه ي رمان به باز كردن گفتگوي اين دو مي گذرد، جريان سيال روح نه فقط در ذهن شخصيت ها، كه در مكان ها، زمان ها و وقايع هم اتفاق مي افتد؛ شكست در همه چيز: زمان، مكان، واقعيت، حقيقت، هر چيزي كه به ذهن برسد.

كتاب نام عبدالله كوثري را بر خود دارد، كلمات همگون در متني كه مي تواند سخت ترين متون براي ترجمه باشند، هر چند كه ضعف ترجمه از انگليسي و نه از زبان اصلي – اسپانيولي – را بر دوش خويش دارد، ولي نتيجه اثري قابل قبول است كه رواني مي تواند خوانده شود، يعني اگر با فرم و ساختار پيچيده ي كتاب كنار بيايي و بگذاري كتاب خودش را به روي تو بگشاييد.

رمان سال ها – تقريبا بيش از ده سال – در انتظار جواز مانده بود، اولين بار نشر نيما در مشهد آن را در دو جلد منتشر و نسخه هاي چاپ شده به جاي كتابفروشي ها براي خمير شدن برده شدند، كتاب توقيف و زمان گذشت تا امروز انتشارات لوح فكر توانسته است يكي از شاهكار هاي ادبيات رئاليسم، نوشته شده در عصر پست مدرنيسم را به بازار كتاب ايران بفرستد.

 

 

آري، كتاب سياسي است، اگر سياست را دوست نداريد به اين كتاب نگاه هم نكنيد: كتاب داستان ديكتاتوري در پرو را بازگو مي كند، داستان مردي به نام اودريا؛ ولي كتاب فراتر از يك درك ساده از ديكتاتوري است، كتاب جامعه ديكتاتور زده را نشانه گرفته و لايه هاي مختلف جامعه را كنكاش مي كند؛ در اين مسير از روزنامه نگار تا فاحشه تا رئيس سازمان امنيت كشور تا يك ثروتمند فاسد تا . . . هر كه را كه مي خواهي فكر كن، توي اين كتاب هست، كتاب لايه به لايه جامعه را باز مي كند تا شگفت زده بر جاي خود باقي بماني؛ با چشم هايي شايد خيس از اشك و روحي آزرده، كتاب را كه تمام كني روز ها، شايد هفته ها هنوز همه چيز خشك است، زندگاني يك جامعه ي ويران شده درون ذهنت زنده است، نفس مي كشد و تو را به فكر فرو مي برد.

 

 

صفحه ي اول كتاب:

 

 

از درگاه لاكرونيا سانتياگو بي هيچ عشق به خيابان تانگا مي نگرد: اتومبيلها، ساختمانهاي ناموزون و رنگباخته، چهارچوب پرزرق و برق پوستر ها شناور در مه، نيمروز خاكستري. دقيقا در كدام لحظه پرو خود را به گا... داده بود؟ پسران روزنامه فروش از لاي اتومبيلهايي كه پشت چراغ قرمز چهارراه ويلسن ايستاده اند قيقاج مي روند و روزنامه هاي عصر را جار مي زنند و او آرام آرام به سوي كولمنا مي رود. دست در جيب، سر فرو افتاده، در حلقه مردمي كه به سوي ميدان سان مارتين روانند. او هم مثل پرو بود، زاواليتا، او هم جايي در طول اين خط خود را به گا... داده بود. فكر مي كند: كِي؟ از كنار هتل كريون سگي پيش مي آيد تا پايش را بليسد: چخه، گم شو، مي خواهي هارم كني؟ پرو پاك خراب، كارليتوس پاك خراب، همه پاك خراب، فكر مي كند: چاره اي نيست. صف بلند تاكسيها را كه به ميرافلورس مي روند مي بيند، از چهارراه مي گذرد، اين هم نوروين، سلام، بر ميزي در بار زلا، بنشين زاواليتا، با چيلكانويي بازي مي كند و واكسي كفشش را واكس مي زند، دعوتش مي كند كه بنشيند و چيزي بنوشد، هنوز مست نمي نمايد و سانتياگو مي نشيند، به واكسي مي گويد كفشش را واكس بزند. بله قربان، رئيس، همين الان، رئيس، مثل آينه برق مي اندازمشان، رئيس.
نورين مي گويد: خيلي وقت است كه پيدات نيست، جناب سرمقاله نويس. از صفحه سر مقاله بيشتر از اخبار محلي خوشت مي آيد؟
. . .

 
آرشيو نقد و معرفی کتاب
تازه ترين مطالب
عوامل مهم د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ر تعيين قيمت كتاب (آرش حجازي)

متن نخستين قانون مطبوعات، متمم و اصلاحيه‌هاي آن (1286)

- اين سايت را به سايتهاي محبوب خود اضافه کنيد.
- اين صفحه را به دوستان خود معرفي کنيد.
صفحه ی اصلی  .  اخبار فرهنگی  .  نقد کتاب  .  گزارش ها و مقالات  .  بانک اطلاعات آفرينندگان  .  صنعت نشر  .  بايگانی  .  درباره ی جشن کتاب  .  تماس با ما  .  تالار گفتگو