عنوان:
شياطين و فرشتگان
Angels and Demons
نوشته ي دن براون
Dan Brown
ترجمه از نوشين ريشهري
اطلاعات كتاب :
تهران. انتشارات نگارينه. 1385. چاپ اول: پنج هزار نسخه. 488 صفحه. 4800 تومان.
امتياز هاي كتاب :
كتاب به صورت كلي: سه ستاره از پنج ستاره
ترجمه: دو ستاره
طراحي جلد: يك ستاره
صفحه بندي، فونت، كاغذ: دو ستاره
تناسب بها با كتاب: سه ستاره
پخش كتاب: سه ستاره
فهرست مطالب :
كتاب داراي 137 پنج فصل است، فصل ها بدون نام و بر اساس شماره پشت سر هم مي آيند.
متن معرفي كتاب:
سه گانه ي مشهور دن براون با شياطين و فرشتگان شروع مي شود. به راز داوينچي – ترجمه ي فارسي اين كتاب در ايران توقيف شده است – مي رسد و كتاب بعدي قرار است در سال آينده ي ميلادي منتشر شود. كتاب اول انجمن اشراقيون را هدف قرار داده، راز داوينچي به شواليه هاي معبد مي پردازد و كتاب سوم درباره ي فراماسوني است.
كتاب به صورت كلي يك نسخه ي تمام عيار از كتابي بازاري است: البته با خصوصيات درخشان آثار دن براون: مجموعه اي خيره كننده از اطلاعات تاريخي، هنري و سمبليك كه كتاب را وسوسه كننده مي سازند.
از نظر ترجمه كتاب ضعيف است. احتمالا يك ترجمه ي سريع براي هر چه سريع تر به بازار عرضه شدن روي كتاب صورت گرفته است. هر چند قابل خواندن است.
از نظر داستاني، يك كتاب جنايي و پليسي هيجاني قرن بيستمي خوب را مي خوانيم. مفرح، لذت بخش و خيره كنند.
از ديدگاه مذهبي، كتاب مي تواند نگرشي جديد به دين – كليساي كاتوليك – در انسان به وجود بياورد. هر چند كه به اندازه ي راز داوينچي منسجم و يكپارچه نيست.
به عنوان يك مقدمه بر راز داوينچي و به عنوان يك كتاب كه مي تواند چند ساعتي از روز آدمي را شاد سازد كتابي قابل توصيه است، هر چند ارزش ادبي خاصي ندارد.
سيد مصطفي رضيئي ( سودارو).
پشت جلد ِ كتاب:
راز قديمي اخوت،
اسلحه اي جديد، مخرب و ويرانگر،
هدفي تصور نكردني.
ماكسي ميلان كهلر از رابرت لاگندون، سمبل شناس مشهور هاروارد، دعوت كرد تا درباره ي داغي بر روي سينه ي يك متخصص فيزيك، كه به قتل رسيده بود، تحقيق كند. آنچه او كشف كرد باورنكردني مي نمود!
انتقامي مرگبار عليه كليساي كاتوليك كه يك سازمان زيرزميني قديمي به نام اشراقيون ترتيب داده بود. واتيكان در خطر انهدام قرار داشت و لانگدون براي كمك به همراه دانشمندي زيبا و مرموز به نام ويتوريا وترا به نيروي ويژه ي رم ملحق شد.
آن دو به كشفي نامعقول و ترسناك درون دخمه هاي مهر و موم شده، مقبره هاي خطرناك، كليساهاي متروك و اسرارآميز ترين سرداب روي زمين دست زدند . . پناهگاه فراموش شده ي اشراقيون.
صفحه ي اول ِ كتاب:
مقدمه:
لئوناردو وترا، فيزيكدان، بوي گوشت و پوست سوخته را احساس مي كرد و مي دانست مربوط به بدن خودش است. با وحشت، به موجود تيره پوستي كه رويش خم شده بود خيره شد و پرسيد : " چه مي خواهي؟ "
مرد با صداي خشني جواب داد: " كلمه ي رمز. "
- " اما من . . . نمي دانم . . . "
مرد مهاجم آن جسم داغ و سفيد شده از حرارت را عميق تر در سينه اش فرو برد. صداي جلز و ولز ناشي از سوختن بلند شد.
وترا از درد فرياد كشيد و گفت: " كلمه ي رمزي وجود ندارد. " و احساس كرد كه دارد بيهوش مي شود.
مرد گفت: " از همين مي ترسيدم. "
وترا سعي كرد طاقت بياورد، اما تاريكي به او نزديك مي شد. تنها تسلي خاطرش اين بود كه مهاجم آنچه به دنبالش آمده است نخواهد يافت. لحظه اي بعد، مرد كاردي بيرون آورد و به صورت وترا نزديك كرد و با دقت يك جراح آن را به كار برد.
وترا فرياد كشيد: " به خاطر خدا . . . " اما خيلي دير شده بود.