عنوان:
آبي تر از گناه
يا بر مدار هلال آن حكايت سنگين بار
محمد حسيني
برنده ي جايزه بهترين رمان فارسي سال، ششمين دوره مهرگان ادب، مهر ماه 1384
برنده ي عنوان بهترين رمان سال، پنجمين دوره جايزه هوشنگ گلشيري، آذر ماه 1384
اطلاعات كتاب :
تهران. انتشارات ققنوس. چاپ دوم. زمستان 1384. 1650 نسخه. 125 صفحه. 1200 تومان.
امتياز هاي كتاب :
كتاب به صورت كلي: سه ستاره از پنج ستاره
طراحي جلد: سه ستاره
صفحه بندي، فونت، كاغذ: سه ستاره
تناسب بها با كتاب: سه ستاره
پخش كتاب: سه ستاره
فهرست مطالب :
كتاب داراي ده فصل بدون نام مي باشد.
متن معرفي كتاب:
چند سالي است كه يك اتفاق خوب در ادبيات ايران مي افتد: جايزه هاي ادبي مي آيند و چند كتاب را دست چين مي كنند كه اين خوب است. دو سه سال اول كتاب هايي كه انتخاب مي شد به فروش خوبي هم دست پيدا مي كردند. مثل چراغ ها را من خاموش مي كنم ِ زويا پيرزاد كه سي و سه بار تا الان تجديد چاپ شده است. يا كتاب نسبتا سنگين همنوايي شبانه ي اركستر چوب هاي محمد رضا قاسمي كه چاپ ششم اش را جديدا جايي ديدم.
ولي اين روند متوقف شد. شايد چون الان مردم كمتر روزنامه مي خوانند. آبي تر از گناه در سكوت تماشا مي شود: دو جايزه ي اصلي دو بنياد مهم – مهرگان ادب و بنياد گلشيري – را برده ولي فروش آرامي را پشت سر مي گذارد. چرا؟ چرا به اين نقطه رسيده ايم؟ آن هم براي يك رمان كم صفحه، با داستاني جذاب كه ويژگي هاي سنت رمان نويسي ايران را به همراه خود دارد. نگاه مناسبي به تاريخ مي اندازد. از جنبه هاي نو مثل روان پريشي، قتل و داستان جنايي و عشق به يك زن مسن استفاده مي كند.
داستان روايت راوي – يك جوان سي و خورده اي ساله – از اتفاقاتي است كه افتاده. البته چون جز روايت راوي نداريم و راوي در هر فصل يك روايت جديد ارائه مي دهد، آخر سر درست نمي تواني بگويي آيا كسي كشته شده؟ چه كسي؟ چند نفر؟ چرا؟ يا اينكه اين ها فقط روايت روان پريشي است براي دكتر روان شناس اش.
يك كتاب خوب ِ روان ِ ايراني داريم. چرا از آن استقبال نمي شود؟
سيد مصطفي رضيئي ( سودارو. )
پشت جلد ِ كتاب:
آبي تر از گناه به دليل حركت و چرخش دوراني روايت، شخصيت پردازي متناسب، درهم آميزي راوي اغفال گر و عناصر فراداستان و بازنمايي روان پريشي در قالب متني با لايه هاي متفاوت به عنوان برنده مشترك بهترين رمان فارسي سال 1383 معرفي مي گردد.
بيانيه مهرگان ادب (پگا) – مهرماه 1384
. . . ( به سبب ) توفيق در ايجاد و حفظ تعليق و كشش داستان و تنيدن ماهرانه آن در بافت داستان، توفيق در ايجاد ترديد در روايت تاريخي با ايجاد ترديد در صداقت راوي، اجتناب از القاي قطعيت و پيش بردن داستان به صورت چند سطحي، گزينش نظرگاهي در خورد براي روايت، در هم ريختن موجه مرز خيال و واقعيت و توفيق در شخصيت پردازي و زبان پيراسته رمان آبي تر از گناه برنده عنوان مشترك بهترين رمان سال 1383 شناخته مي شود.
بنياد هوشنگ گلشري – آذر ماه 1384
صفحه ي اول ِ كتاب:
فصل يكم
من كسي را نكشته ام. همه اش از همان عكس شروع شد. نمي دانيد چه عكس غوغايي بود. رفته بودم برايشان شعر بخوانم. باور كنيد قبل از آن عكس برايم يك پيرزن و يك پيرمرد ساده بودند. آخر چند بار بگويم دنبال هيچ چيز نمي گشتم. اصلا ديگر چيز دندانگيري برايشان نمانده بود تا من دنبالش باشم. البته اين ها را هم فقط حدس مي زنم. چون خواسته ايد مي نويسم. وگرنه من فقط مي نشستم روي صندلي كنار بالكن. حالا چه كسي مي رفت، چه كسي مي آمد يا كدامشان چه مي گفتند، برايم جذاب نبود. اصلا نگاه نمي كردم. گوش هم نمي دادم. شازده هم به من چندان اعتماد نداشت. خواهش ميكنم اشتباه نكنيد، عصمت حتي در همان عكس هم از حالاي من بزرگ تر بود.
. . .