عنوان:
كتاب دلبستگي ها
El libro de los abrazos: Imagenesy Papabras
ادواردو گاله آنو
Eduardo Galeano
نازنين نوذري
اطلاعات كتاب :
تهران. چاپ اول: 1384. موسسه فرهنگي هنري نوروز هنر. 272 صفحه. تيراژ: 1400 نسخه. 3100 تومان.
امتياز هاي كتاب :
كتاب به صورت كلي: سه و نيم ستاره از پنج ستاره
ترجمه: دو و نيم ستاره
طراحي جلد: سه و نيم ستاره
صفحه بندي، فونت، كاغذ، كيفيت تصاوير: سه ستاره
تناسب بها با كتاب: دو ستاره
پخش كتاب: دو ستاره
فهرست مطالب :
كتاب شامل بر مجموعه اي از داستان هاي كوتاه است كه اغلب كمتر از يك صفحه هستند
متن معرفي كتاب:
مرز بين افسانه و واقعيت . . . به قول آقاي يوسا در آمريكاي جنوبي وجود خارجي ندارد. ايشان معتقد هستند كه افسانه ها چنان در زندگي مردم اين قاره وارد شده اند كه ديگر مشخص نيست واقعيت كجا است و مرز خيال پردازي كجا است. مثال اول هم مثل هميشه صد سال تنهايي ِ ماركز است. خوب، يك كتاب دويست و هفتاد و دو صفحه اي را تصور كنيد كه پر است از داستان هاي كوتاه: مينيمال هاي چند خطي، داستان هاي يك پاراگرافي، داستان هاي يك صفحه اي يا دو صفحه اي و شايد سه صفحه اي.
اگر يك كم وقت بگذاري مي بيني كه فقط داستان نيست: مجموعه اي است از داستان هايي در فرم اسطوره، طنز، تراژدي، گزارش روزنامه، دفترچه ي خاطرات، گفتگو و . . . انگار نويسنده گذاشته خاطراتش هر جور دوست دارند پشت سر هم در اين كتاب نمايان گردند: انگار تنها چيزي كه همه چيز را از هم جدا مي كند كشور ها هستند: كشور ها كتاب را به صورت نامرئي تقسيم كرده اند: سفر خويش در كتاب را از شمال آغاز مي كنيد و به سمت جنوب مي آيد، يا شايد از شرق به غرب، همين جوري داريد از يك جا به جاي ديگر مي رويد، به ديكتاتور ها طعنه مي زنيد، با كارگر هاي سطح پايين مي نشينيد و به حرف هاي شان گوش مي كنيد و يك داستان اسطوره اي هم يك جايي هست.
زيبايي داستان ها غير قابل تصور است، هر چند كه بعضي از آن ها خيلي اسپانيايي تر از آن هستند كه راحت قابل فهم باشند. زبان طعنه وار و طنز نويسنده زيبا است. و غم خود را در ميان صفحه هاي كتاب گنجانده است. انگار مي گويد آسمان هر جا كه بروي همين رنگ است.
سيد مصطفي رضيئي (سودارو)
داخل ِ جلد ِ كتاب:
1940 در مونته بيدئو به دنيا آمد. در چهارده سالگي با چاپ طرح و گزارش در هفته نامه ي ال سل كار مطبوعاتي اش را شروع كرد. از سال 1959 تا 1963 سردبير هفته نامه ي مارچا و از 1964 تا 1966 مدير روزنامه ي اپوكا بود. از اوايل 1973، در طول ديكتاتوري نظامي اوروگوئه، به آرژانتين – كه د رآن جا مجله ي كريسيس را بنيان نهاد و مديريت آن را به عهده داشت – و بعد به سواحل كاتالونياي اسپانيا تبعيد شد. اوايل 1985 به مونته بيدئو بازگشت، جايي كه هم اكنون در آن زندگي مي كند، راه مي رود و مي نويسد.
پشت جلد ِ كتاب:
اين كتاب قاره ي آمريكا را از تمام منافذ بيرون مي كشد. چه خوش اقبال سرزميني كه چنين خواننده و شاعر دوره گردي دارد تا آن را به سرزمين هاي همانندش بشناساند!
خوسه آنخل برمخو، دياريو ديسي سيس، اسپانيا
يك روش اساسي براي گفتن، يك نوشتار موثر كه خواننده را افسون مي كند و پيماني پنهان با او مي بندد.
آنا اينيس لاره – بورخس. برجا، اورگوئه
نويسندگاه بزرگ روي طناب بندبازي راه مي روند و با هر كلام جانشان را به خطر مي اندازند. در كتاب خاطرات آتش، گاله آنو بندبازي پيروز بود. اما در كتاب دلبستگي ها، طناب را رها مي كند و در هوا معلق مي ماند.
آلن رايان، واشنگتن پست، ايالامت متحده
شاعرانه ترين داستان هايي كه اين اواخر خوانده ام. و تكان دهنده ترين ها، سرگرم كننده ترني ها و . . . ترين ها.
هرمن د كونينك. د مورگن. هلند
هر روز يك داستانش را بخوانيد. نيمي از سال را شاد خواهيد بود. هر روز يك داستانش را بخوانيد، نيمه ي ديگر سال را غمگين خواهيد بود. هر صفحه اش به زيبايي تمام كتاب است.
كوس هاگراتس، اچ / دي تيثرو، هلند
صفحه ي 168 ِ كتاب:
تجليل از سكوت / 2
آواز خوان براوليو لوپث، كه نيمه ي دوئت لوس اوليمارنيوس است، آمد به بارسلونا، آمد به تبعيد. يك دستش شكسته بود.
براوليو در حبس بوده، در زندان بي يا دِ برتو، به خاطر همراه داشتن سه كتاب: يك زندگي نامه از خوسه آرتيگاس، چند شعر از آنتونيو ماچادو و شازده كوچولوي سنت اگزوپري. وقتي ديگر داشتند آزادش مي كردند، يك نگهبان وارد سلولش شده و پرسيده بود:
- تو گيتاريسته هستي؟
و دست چپش را با پوتين لگد كرده بود.
به او پيشنهاد يك مصاحبه را دادم. اين داستان مي توانست به درد مجله ي تريونفو بخورد. اما براوليو سرش را خاراند، يك لحظه فكر كرد و گفت:
- نه.
و به من توضيح داد:
- مسئله دست درست مي شود. دير يا زود. و آن وقت من دوباره مي زنم و مي خوانم. متوجه مي شوي؟ من نمي خواهم به تشويق ها بد گمان باشم.