عنوان:
مقدمه اي بر انقلاب اسلامي
دكتر صادق زيبا كلام
اطلاعات كتاب :
تهران. انتشارات ِ روزنه. چاپ چهارم: 1380. تيراژ 5000 نسخه. 324 صفحه. 1500 تومان. جلد اول.
امتياز هاي كتاب :
كتاب به صورت كلي: سه ستاره از پنج ستاره
طراحي جلد: سه ستاره
صفحه بندي، فونت، كاغذ: چهار ستاره
تناسب بها با كتاب: سه ستاره
پخش كتاب: سه ستاره
فهرست مطالب :
مقدمه نويسنده بر چاپ سوم
مقدمه چاپ اول
مقدمه ناشر
فصل اول: چرا انقلاب اسلامي به وقوع پيوست
فصل دوم: پايان عصر سراب
فصل سوم: بحران چگونه آغاز مي شود
فصل چهارم: كارتر، حقوق بشر و ايران
فصل پنجم: فضاي باز سياسي
فصل ششم: تصويري از مخالفين مقارن شروع انقلاب
فهرست ها
متن معرفي كتاب:
دكتر صادق زيبا كلام يكي از شناخته شده ترين جامعه شناسان ايران است. بيشتر با كتاب ما چگونه ما شديم؟ شناخته مي شود. كتابي در باب ريشه يابي علل مشكلات ايران. كه به دنبال آن سنت و مدرنيته (در عصر قاجار) آمد و سرانجام جلد اول مقدمه اي بر انقلاب اسلامي منتشر گشت. جلد دوم هيچ وقت منتشر نشده است، ولي نوشته شده است. كتاب حاضر در حقيقت پايان نامه ي دكتري صادق زيبا كلام است كه متن اصلي آن به زبان انگليسي ظاهرا در خارج از كشور منتشر شده و اين كتاب بخش نخستين آن كتاب است.
كتاب مسئله اي اصلي در مورد انقلاب ايران را بررسي مي كند: چرا انقلاب ايران رخ داد؟ نكته ي مثبت كتاب نگاه بي طرفانه و نقادانه ي نويسنده به گروه هايي است كه در انقلاب ايران نقش داشته اند. از خود شاه و غرب گرفته تا گروه هاي مجاهدين و گروه هاي اسلامي و ملي و غيره. كتاب نظريات گروه ها را بررسي مي كند و نتيجه گيري مي كند.
نتيجه گيري هاي كتاب جذاب و روشنگر هستند. براي كساني مثل من كه هيچ تصوير ذهني خاصي از انقلاب ايران ندارند، نگاه كتاب مفيد و آموزنده است. كتاب نگرشي واقع بينانه به سير تحولاتي دارد كه در ايران رخ داد و به انقلاب منجر شد.
سيد مصطفي رضيئي (سودارو)
صفحه ي اول ِ كتاب:
به:
اكبر، محمد، جواد، حسن، عاطفه، زهرا، فاطمه، محبوبه ... كه هرگز از ميدان ژاله بازنگشتند.
مقدمه نويسنده بر چاپ سوم
گويند مگو سعدي چندان سخن از عشقش
من گويم و بعد از من گويند به دوران ها
از زمان نخستين چاپ كتاب تا به امروز قريب چهار سال مي گذرد. در طي اين چهار سال در خلال كلاسهايم مطالب، ايرادات و انتقادات چندي بر آن وارد شده است. در مقابل تعريف و تمجيد هايي نيز از آن به عمل آمده است. از فقره دوم در مي گذرم و به برخي از ايراداتي كه وارد شده مي پردازم.
نخستين و جدي ترين ايرادي كه وارد شده آن است كه كتاب تلاش مي كند تا انقلاب را از هويت اسلامي يا ديني آن خارج كرده و آن را به يك جريان سياسي صرف تقليل دهد. ايراد دوم آن است كه كتاب آنطور كه بايد و شايد به نقش روحانيت و رهبري امام در انقلاب نپرداخته و به سهم ايشان در تكوين انقلاب اشاره اي بسيار كم رنگ داشته است. ايراد سوم آن است كه كتاب درجه اي از استقلال سياسي براي رژيم شاه قايل شده و در مقاطعي سياستها و برنامه هاي شاه را اساسا مستقل از غرب و بالاخص امريكا معرفي مي نمايد. انتقاد چهارم آن است كه كتاب نه تنها به اندازه كافي در مقام انتقاد از برنامه هاي رژيم شاه برنيامده، بلكه به نوعي به نظر مي رسد كه قصد دفاع ازآن ها را داشته و حتي مدعب بالارفتن سطح زندگي مردم در سالهاي آخر حكومت شاه مي شود. پنجمين انتقاد در عين حال يكي از شديد ترين انتقادات هم مي باشد آن است كه كتاب نه تنها قايل به اين نظر نيست كه آمريكايي ها تا آخرين لحظه از رژيم شاه پشتيباني مي كردند، بلكه به نوعي دارد مسئوليت و نقش مستقيم واشنگتن را در كشتار مردم در دوران انقلاب مورد انكار قرار مي دهد.
. . .