عنوان:
جامعه شناسي خودماني
حسن نراقي
اطلاعات كتاب :
نشر اختران. تهران. چاپ سوم: 1381. تيراژ 3300 نسخه. 168 صفحه. 1000 تومان.
امتياز هاي كتاب :
كتاب به صورت كلي: سه ستاره از پنج ستاره
طراحي جلد: دو و نيم ستاره
صفحه بندي، فونت، كاغذ: دو و نيم ستاره
تناسب بها با كتاب: سه ستاره
پخش كتاب: سه و نيم ستاره
فهرست مطالب :
مقدمه
با تاريخ بيگانه ام
حقيقت گريزي و پنهان كاري ما
ظاهر سازي ما
قهرمان پروري و استبداد زدگي ما
خود محوري و برتري جويي ما
بي برنامگي ما
ريا كاري و فرصت طلبي ما
احساساتي بودن و شعار زدگي ما
ايرانيان و توهم دائمي توطئه
مسئوليت پذيري ما
قانون گريزي و ميل به تجاوز ما
توقع و نارضايتي دايمي ما
حسادت و حسدورزي ما
صداقت ما
همه چيز داني ما
و نمونه هايي ديگر از خلقيات ما
و اما سخن آخر
متن معرفي كتاب:
سيد ابراهيم نبوي يك بار ايران را به بيماري ضعيف تشبيه كرده بود كه بايد مراقب او بود. و گفته بود ايرانيان به جاي آن كه حواس شان به اين بيمار نزار باشد، آن چنان از خود دور شده اند كه بيمار را وادار به رقص هم مي كنند. صادق زيبا كلام در ما چگونه ما شديم؟ به دنبال علت هاي عقب ماندگي در ايران مي گردد. رضا علي قلي در جامعه شناسي نخبه كشي مسئله قتل بزرگان ايران را بررسي مي كند.
همه ي كتاب هاي ياد شده زباني رسمي دارند و خواننده اي تحصيل كرده را مد نظر خويش گرفته اند. جامعه شناسي خودماني اما به سراغ زبان ساده اي غير رسمي رفته تا از طريق آن بدون آن كه بدنبال نظريه پردازي باشد به توصيف عادات جمعي ايرانيان بپردازد.
در اين راه يك شرط مي گذارد: بياييم با هم رو راست باشيم و بعد شروع مي كند به ساده ترين شكل ممكن دلايل مشكلات اجتماعي ايران را بازگو كردن. در اين راه به آمار هاي رسمي كه در روزنامه ها آمده است نياز پناه مي برد و موارد را روشن تر مي سازد.
فصل ها كوتاه هستند و كتاب آموزنده است. شايد نمونه اي كمياب در ميان كتاب هاي جامعه شناسي ايران.
سيد مصطفي رضيئي (سودارو.)
پشت جلد ِ كتاب:
اين دود سيه فام كه از بام وطن خاست
از ماست كه بر ماست
وين شعه سوزان كه برآمد ز چپ و راست
از ماست كه بر ماست
جان گر به لب ما رسد، از غير نناليم
با كس نسگاليم
از خويش بناليم كه جان سخن اين جاست
از ما ست كه بر ماست
ما كهنه چناريم كه از باد نناليم
بر خاك بباليم
ليكن چه كنم، آتش ما در شكم ماست
از ماست كه بر ماست
. . .
گوييم كه بيدار شديم! اين چه خياليست
بيداري ما چيست؟
بيداري طفلي است كه محتاج لالا ست
از ماست كه بر ماست
بهار، ملك الشعرا
صفحه ي اول ِ كتاب:
مقدمه
تولستوي اين بزرگ مرد پهنه ي انسانيت سخني دارد با اين مضمون: بايد از گفتني ها گفت كه احتمالا بسياري آن را مي دانند اما جرات ابراز آن را حتي براي خودشان ندارند.
بنابراين، اگر ابراز شرمساري و بي نظريم را درباره ي كلمه جرات بپذيريد باقي خواهد ماند حرف هايي كه هم من ميدانم و هم به احتمال خيلي زياد شما و قصد نهايي اين كتاب نيز تنها مروري است بر همين حرف ها، حرف هايي درباره خودمان، درباره جامعه ايراني و يا به عبارتي دردلي است خودماني.
* * *
در اين بررسي وظيفه خود دانستم كه در مقابل هموطنانم خاضعانه قرار گيرم و همچون بازگو كننده ي درسي كه از خودشان به تدريج طي سالهاي نه چندان كوتاه عمرم آموخته ام به ارائه تجربيات و ديدگاه هايم بپردازم . . . با اشاره به اين نكته كه:
تو اي خواننده ي عزيز در اين نوشتار نه ادعايي بر رسالتي خواهي يافت و نه ردپايي از ايسم هاي متداول كه نشان بضاعت علمي براي نويسنده آن باشد. گفتار ها ساده تر از آن خواهند بود كه گماني براي مدعي بودن
. . .