عزيز ِ من
(مجموعه شعر)
احمدرضا احمدي
245 صفحه
چاپِ اول، 1383
نشر ِ افكار
2200 جلد
25000 ريال
احمدرضا احمدي شاعر تصويرهاست؛ تصاويري گسسته و شتابزده كه مسلسلوار در پيش ِ چشم ِ خواننده به نمايش در ميآيند و او را به فضاي خوابزدهي شاعر ميبرند. شايد چيزي كه باعثِ نظمبخشيدن به اين تصاوير پارهپاره ميشود همان مضمونِ پنهاني و دروني ِ شعر باشد، مضموني كه در غالبِ اوقات، حولِ مرگ و زمان (يا به تعبير ِ گستردهتر، عمر) ميگردد.
در اين شعرها
ما بدونِ وصيتنامه دفن ميشويم
ساعتِ طلوع ِ آفتاب
در اين شعرها رنگ ميبازد
هنگامي
كه در اين شعرها
باران آغاز به باريدن كرد
سفره را ناتمام رها كرديم
(صفحهي 59، در اين شعرها)
خوانندهاي كه كتابها و اشعار احمدي را پي ميگيرد با عناصر ِ تكراري و پربسامدِ دنياي شاعر آشناست، عناصري كه شاعر در مجموعهي "عزيز ِ من" نيز به آنها وفادار مانده است: باران، سبدِ ميوه (يا انگور)، همسايه، خيابان (يا كوچه)، بيمارستان، و آب و ميز و گل.
راه خانهي تو را گم كردهايم
به كنار ِ سبدهاي انگور
در خيابان ميرسيم
فروشندگان در اين پايانِ شب
ميخواهند
انگورها را به ما ارزان بفروشند
انگورها را نگاه ميكني
فروشندگان را نگاه ميكنم
مرگ در صورتِ آنان مخفي است
(صفحهي 96، سيب)
احمدرضا احمدي به بازي با ساختار و فرم و زبان يكسره بياعتناست. و شايد همين روايتِ مستقيم و بي پيچوتابِ تصاوير باعث شده كه تقريبا هيچ كدام از سرودههاي او تمايز ِ چشمگير و برجستهاي نسبت به ديگر شعرهاياش نداشته باشد، و اين ويژگي ِ خاص ِ سبكِ اوست. در واقع براي قدم گذاشتن به قلمرو ِ شاعرانگي ِ احمدي بايد اشعار ِ او را بهعنوانِ اجزايي از يك كل نگريست. هر شعر به منزلهي خشتي است شبيهِ ديگر خشتها، كه از كنار ِ هم چيدنشان عمارتي برپا ميشود خيالانگيز و صميمي، كه همان دنياي ذهن و احساس ِ شاعر است.
نخستين حسي كه مجموعه اشعار ِ كتابِ "عزيز ِ من" بههمراه دارند حس ِ كمرنگي از نااميدي و حسرت است، كه در قالبِ جملاتي بريده، سرد و كوتاه القا ميشوند. اما در پس ِ اين افسردگي ِ ظاهري اميدي نهفته است، اميدي كه در لابهلاي كلماتِ يك شاعر ِ خسته لانه كردهاند.
راستي
اين همه نااميدي سرانجام
ما را به كجا ميبرد
كسي نميتوانست
جوابِ پرسشهاي فراوان
ما را بگويد
نه سوزنبانهاي قطارها
نه ملوانانِ كشتيها
نه خلبانانِ هواپيماها
(صفحهي 100، هستي)
مهدي علومي