عنوان:
دكتر نون
زنش را بيشتر از مصدق دوست دارد
شهرام رحيميان
اطلاعات كتاب :
تهران: انتشارات نيلوفر. چاپ دوم: 1383. تيراژ 2200 نسخه. 112 صفحه. 1100 تومان.
امتياز هاي كتاب :
كتاب به صورت كلي: سه ستاره از پنج ستاره
طراحي جلد: دو ستاره
صفحه بندي، فونت، كاغذ، كيفيت جلد: دو ستاره
تناسب بها با كتاب: سه ستاره
پخش كتاب: سه ستاره
متن معرفي كتاب:
خواهر خوانده ي شازده احتجاب ِ هوشنگ گلشيري، دكتر نون زنش را بيشتر از مصدق دوست دارد را شهرام رحيميان نوشته است، ظاهرا نويسنده در اروپا زندگي مي كند و كتاب را مي بايست به نوعي جزو رمان هاي ادبيات مهاجرت حساب كرد، هر چند كه رگه هاي ايراني اثر آن را به صورتي تكرار نشدني، خانگي ساخته است.
كل رمان تك گويي هاي ذهني راوي است، جناب ِ آقاي دكتر نون، مشاور و معاون مرحوم دكتر مصدق كه دچار كابوس هاي روان پريشانه ي خويش است: در حالي كه به مصدق قسم داده بوده كه هيچ وقت به او خيانت نخواهد كرد، بعد از سقوط مصدق، بعد از تحمل ماه ها انفرادي – كاملا عريان در يك حمام – وقتي كه صداي شكنجه و تجاوز به همسرش – همه چيز خيالي است، صداي زني ديگر است – را مي شنود، تسليم مي شود و در راديو مصاحبه اي بر ضد مصدق انجام مي دهد. مصاحبه اي كه تمام زندگي اش را بر باد مي دهد. از يك سو ديگر راضي نمي شود از خانه خارج شود – تنها باري كه خارج مي شود، به سختي توسط طرفداران مصدق مضروب شده و سه هفته در بيمارستان بستري مي ماند – ديگر همه چيز برايش كابوس مي شود، تجسم ذهني دكتر مصدق هميشه كنارش هست كه سركوفت اش مي زند و حتا نمي گذارد با زنش رابطه ي جنسي داشته باشد.
روايت از روزي آغاز مي شود كه زن دكتر نون مرده، راوي منگ ِ خنگ، باور نكرده زنش را از بيمارستان مي دزدد، به خانه مي برد و هر چه دكتر مصدق مي خواهد بگويد، با او همبستر مي شود. در خانه اش را مي شكنند و باز داشت اش مي كنند و بايد بگويد چرا؟ دارد مي گويد، تمام رمان دارد مي گويد كه چرا ...
بعد از گلشيري نه فقط در ايران، كه بعد از مرگ فالكنر در غرب هم نويسندگان جريان سيال روح را به شكل جديد اش – ديگر نه تك گويي هاي صرف ذهني، كه رئاليسم محض كه تركيب مي شود در گذر وقايع – استفاده مي كنند. با اين حال هنوز هم هر از چند گاهي يك اثر درخشان كه اين سنت را هنوز زنده نگاه داشته است، پديدار مي شود و روح آدم را شاد مي كند. دكتر نون ... چنين است، رماني است جذاب، بر خلاف شازده احتجاب گلشيري – هر چند كه شباهت هايي غير قابل انكار با هم دارند، هم در فرم و هم در داستان و هم در محتوا – ساده است و خوانش اش به دل مي نشيند. عذاب ات نمي دهد. مي گذارد راحت درگير داستان شوي. چيز خاصي هم نمي خواهد بگويد، بياني است از زندگي، حالا گيرم يك مصدق هم گوشه و كنار گذاشته باشد، چندان فرقي نمي كند: زندان ذهني هر ايراني چندان بي شباهت به روز هاي زندگي دكتر نون نيست.
سيد مصطفي رضيئي (سودارو)