عنوان:
مجموعه ي نامرئي
مجموعه ي 45 داستان كوتاه از 26 نويسنده ي آلماني زبان
ترجمه از علي اصغر حداد
اطلاعات كتاب :
تهران: نشر ماهي. چاپ اول: بهار 1386. 496 صفحه. تيراژ 1500 نسخه. 6000 تومان.
امتياز هاي كتاب :
كتاب به صورت كلي: سه و نيم ستاره از پنج ستاره
ترجمه: دو و نيم ستاره
طراحي جلد: سه ستاره
صفحه بندي، فونت، كاغذ، كيفيت جلد: سه و نيم ستاره
تناسب بها با كتاب: سه ستاره
پخش كتاب: سه ستاره
فهرست مطالب :
پيش گفتار
نويسندگان اتريش
آرتور شنيتسلر
ستوان گوستل
مرده ها سكوت مي كنند
راينر ماريا ريلكه
داستاني براي تاريكي
روبرت موزيل
تيز گوشي
كاغذ مگس كش
جزيره ي ميمون ها
اشتفان تسوايگ
مجموعه ي نامرئي
ستاره اي بر فراز جنگل
اينگه بورگ باخمن
همه چيز
اوندينه مي رود
توماس برنهارت
نمايش كمدي است؟ نمايش تراژدي است؟
يائورگ
دو مدرس
واقع
پيتر هانتكه
محاكمه
خوشامد گويي هيئت مديره
حكومت نظامي
اظهارات شاهد عيني
سوال امتحاني شماره ي 1
سوال امتحاني شماره ي 2
نويسندگان آلمان فدرال و دموكراتيك
يوهان پتر هبل
ديدار نامنتظر
هاينريش مان
اهانت
توماس مان
سرخوردگي
ساعات نااميدي
هرمان هسه
گرگ
لئون فويشتوانگر
رزم ناو پوتمكين
برتولت برشت
سقراط مجروح
تمهيداتي عليه زور
آنا زگرس
بازگشت قبيله ي گمشده
اروين اشتريتماتر
ماده گربه و مرد
اشتفان هايم
برادر ديوانه ي من
هاينريش بل
دانيل ِ عادل
كاري صورت خواهد گرفت
ولف ديتريش اشنوره
جرم
ولفگانگ بورشِرت
نان
زيگفريد لنتس
لوكاس، رعيت نرمخو
گونتر گراس
چپ دست ها
پله برقي
بي سيم پليس
مانفرد بيلر
باربو سخن مي گويد
يورك بكر
پارك ممنوع
نويسندگان سوييس
ماكس فريش
طرح
داستان ِ ايزيدور
فريدريش دورنمات
تصوير سيزيف
كورت مارتي
واپسين آرزو
متن معرفي كتاب:
از ادبيات بيشتر نوشته هاي انگليسي و فرانسوي زبان ها را مي شناسيم و كمي اسپانيولي ها، تا وقتي كه نام هايي مثل ايتالو كالوينو مشهور نشدند، يادم نيامد كه كشور هاي ديگر جهان هم ادبياتي دارند تماشايي. كم كم ديگر كشور ها هم دارند هم ناشر هاي خود شان را پيدا مي كنند، هم مترجم هاي شان مشهور مي شوند و هم خواننده پيدا مي كنند و اين يعني كم كم مي شود نفس راحت تري كشيد، چون كتاب هاي بهتري در بازار وجود خواهند داشت.
نشر ماهي در اين ميان گرايشي نشان داده است به چاپ آثار مهم آلماني زبان ها دل سپرده است، حدود يك سال پيش كتاب خيلي مهم گذران روز را با ترجمه س محمود حسيني زاد به بازار عرضه كردند و امسال بهار را با يك هديه ي فوق العاده شروع كردند: مجموعه اي 45 داستان كوتاه از 26 نويسنده ي آلماني زبان.
علي اصغر حداد، بدون اشاره به اينكه داستان ها را خودش جمع آوري كرده يا يك مجموعه داستان آماده را ترجمه نموده، يك قدم بزرگ در معرفي ادبيات آلماني زبان ها به خواننده ي ايراني برداشته است. كتاب به صورت كلي به سه بخش تقسيم مي شود: نويسندگان اتريش، نويسندگان آلمان و نويسندگان سوييس. بعد هم در هر بخش، به صورت زماني، داستان هايي از اوايل قرن بيستم تا اواخر قرن انتخاب و ترجمه شده اند.
چيزي كه داستان ها را به صورت كلي به هم پيوند مي دهد، مسئله ي توصيف است. داستان ها بيشتر توصيفي هستند – شايد كمي براي خواننده ي مدرن امروزي كمي خوانش آنها سخت تر از داستان هاي امروزي تر گذران روز باشند – اما اين مسئله بيشتر از اينكه يك ضعف به شمار آيد، يك نقطه ي قوت براي كتاب است: داستان ها با هم ارتباط دارند و مي توان مسئله ي نام ها را كنار گذاشت و يك فرهنگ را به صورت كلي بررسي كرد. فرهنگي كه در ميان قلم هاي بي شمار شكل هاي مشابه اي پيدا مي كند و خودش را نشان مي دهد: كتاب را كه مي خواني نه بيست و شش نامه كه يك نام در برابر ات قرار مي گيرند: اين فرهنگ آلماني زبان ها است، سلام.
نكته ي ضربه زننده به كتاب، در لحن ترجمه است: تقريبا تمام داستان ها با يك لحن مشابه ترجمه شده اند. زبان سازي صورت نگرفته است. يعني خيلي ساده داستاني كه اواخر قرن نوزدهم نوشته شده از لحاظ ترجمه چندان فرقي با داستاني كه اواخر قرن بيستم نوشته شده ندارد. اين ضعف به كتاب ضربه مي زند، هر چند اگر در دنياي ايده آل ها نفس نكشي، چندان آزار دهنده نيست. به جز مسئله ي لحن، ترجمه خواندني و روان است.
از برجسته ترين داستان هاي كتاب مي توان به اين اسم ها اشاره كرد:
ستوان گوستل – آرتور شنيتسلر
مجموعه ي نامرئي – اشتفان تسوايگ
نمايش كمدي است؟ نمايش تراژدي است؟ - توماس برنهارت
محاكمه – پتر هانتكه
رزم ناو پوتمكين – لئون فويشتوانگر
سقراط مجروح – برتولت برشت
ماده گربه و مرد – اروين اشتريتماتر
برادر ديوانه ي من – اشتفان هايم
كاري صورت خواهد گرفت – هاينريش بل
پارك ممنوع – يورك بكر
سيد مصطفي رضيئي (سودارو)
پشت جلد ِ كتاب:
" ... و اثر پررنج به پايان رسيد. شايد چندان خوب از كار درنيامد، اما به هر حال به پايان رسيد. و چون كار پايان گرفت، نگاهش كن، به راستي كه خوب هم بود. و از جان او، از عرصه ي موسيقي و پندار، آثار تازه اي سر برآوردند، هياكلي اثيري و نوراني كه معجزه گون و آسماني صفت، از سرچشمه ي پايان ناپذيري كه موطنشان بود خبر مي دادند. درست به سان صدف كه آواي دريايي را كه از آن صيدش كرده اند در دل خود دارد."
توماس مان