گاهي اوقات دوست دارم مجرد باشم، كتابي است شامل مجموعهاي از مطالب كوتاه در مورد زندگي روزمره و خصوصاً نقش زن در امور خانوادگي؛ نقشي كه زن در خانواده بهعنوان همسر و مادر دارد، و گذشته از اين، وظايفي كه خواسته و يا ناخواسته، رسم شده بر عهدهي زن خانواده باشد. كريستينه نوستلينگر، با بيان چنين رسومي، گاهي اوقات راهكارهايي براي مقابله با آنها در اختيار ميگذارد و گاهي قبول ميكند كه كاري بهجز كنار آمدن نميتوان انجام داد. بيان اين كتاب تقريباً طنزگونه است و همراه برخي از مطالب، تصويرهايي كه توسط خود كريستينه نوستلينگر نقاشي شدهاند نيز قرار دارند.
توقعات نابجا و زيادي كه همسران بهطور متقابل از يكديگر دارند، انتظاراتي كه فرزندان ياد گرفتهاند بايد تنها از مادر خود داشته باشند، و كارهايي كه زن ها خودبهخود در طول زمان آموختهاند بايد بهعنوان وظايف يك زن در خانواده انجام دهند.
زن گاهي در خانواده واسطهي ميان پدر و پسري است كه ماشين را بياجازه برداشته و بعد تصادف كرده است و جرئت گفتن حقيقت را ندارد! گاهي بايد دست به تدبيرهاي جادويي بزند و چنان وضعيت خانه را ترتيب دهد كه همسر و فرزندانش براي جبران كمبودهاي خود مجبور به روي آوردن به زني ديگر يا دوستان خود نباشند. گاهي بايد آنطور غذا درست كنند كه هم به سليقهي تكتك افراد احترام گذاشته شود و هم معجون قابلخوردني از آب دربيايد. زني كه بايد با در نظر گرفتن تمامي شرايط آخر هفته، خريدهايش را برنامهريزي كند و حتا موقعيتهاي پيشبينينشده را هم در نظر بگيرد؛ زن بايد پيشگو باشد! گاهي اوقات زنها بهاجبارِ مردهاي بالاي سرشان مجبور به تهيهي يك دفتر مخارج ميشوند و ميبايست تكتك خرجهاي خود را بهطور دقيق در آن يادداشت كنند و آخر هفته، مانند يك حسابدار خبره طوري حساب و كتاب كنند كه كم نياورند و اگر زياد آوردند هم تبريكي نشنوند! گاهي بايد از تفريحات خود بهخاطر تفريح همسر و فرزندان خود دست بشويند. گاهي بايد به اندازهي يك تعميركار، از لولهبازكني، پيچ و مهره و آچار و تعمير وسايل برقي سر دربياورند. بايد قبول كنند كه تمامي خصوصيات خوب فرزندانشان به شوهرشان كشيده و تمامي خصلتهاي بدشان را از او به ارث بردهاند! و به رغم اينكه هر كسي نياز به همصحبت و همنشين دارد، مادر فقط با دستهاي از افرادي روبهرو است كه يا هدفون به گوش دارند، يا پشت روزنامه سنگر گرفتهاند، يا در تلويزيون غرق شدهاند و يا به دنبال بهانهاي براي فرار از خانه ميگردند! زن بودن واقعاً مشكل است!
كريستينه نوستلينگر متولد 30 اكتبر سال 1936 در وين است. بهعنوان نويسندهاي مستقل در وين و گاهي هم در منطقهي جنگلي زندگي ميكند. براي كودكان و نوجوانان كتاب مينويسد و در روزنامه، راديو و تلويزيون فعاليت ميكند.
بخشي از متن كتاب:
«كاش آدم دهساله باشد، يك شال پشمي دور گردنش و يك پتوي پشمي دور پاهايش پيچيده باشند و او را به خوردن چاي مرزنجوش ترغيب كنند. اجازه داشته باشد يك متكاي ديگر بخواهد و بتواند ناله كند: «مامان گلويم درد ميكند.»
ديگر زندگي نميتواند چيزي زيباتر از اين به انسان هديه كند!»
شيرينسادات صفوي