عضو خبرنامه الکترونيکي شويد :
پست الکترونيک شما :
   
جستجو :
                          
تالار گفتگو تماس با ما درباره ي جشن کتاب بايگاني صنعت نشر بانک اطلاعات آفرينندگان گزارش ها و مقالات نقد و معرفي کتاب اخبار فرهنگي صفحه ي اصلي
اخبار فرهنگي و بي فرهنگي
يكشنبه 27 اسفند 1385
علي بابا چاهي

اجراي ديگري از معناها در مجموعه شعر«طلعت منم!» فرخنده حاجي زاده
زمين از خون جوشيد

 

علي باباچاهي:

 

روزنامه ي كارگزاران، يكشنبه 20 اسفند ماه هشتاد و پنج

 

الف

 

شعر اعترافي بيان حال و شرح احوال شاعر است، به گونه اي كم و بيش مستقيم! شعر اعترافي به نحوي محتاطانه و طبعا غيرجسورانه از شعر قدمايي فاصله اي زيبايي شناختي مي گيرد.


در عرصه وزن نيز شاعر بازهم به طور محتاطانه اي از حد مجاز وزن عروضي عدول مي كند و با رعايت وزن عروضي، تنها به كوتاه يا بلندكردن مصراع ها رضايت مي دهد.

ايضاح اتوبيوگرافيك، چنانچه با بياني منثور هم عرضه شود شعر اعترافي ناميده مي شود.

 

شعر اقناعي؛ شعري است كه از وجوه ايضاحي و اتوبيوگرافيك شعر اعترافي فاصله گيري مي كند و بر مبناي نقطه عزيمت هايي خاص همچون مركزيت شعر، تشكل اورگانيك و... به ابداع و نوآوري مي پردازد. شعر اقناعي به بسط ظرفيت هاي ناتمام شعر ديگران نيز توجه دارد.


در نمايشنامه اورفه ژان كوكئو يكي از شخصيت ها به ديگري كه شاعر نام آوري است مي گويد بدي كار تو در اين است كه در افراط براي نوآوري، حدي را رعايت مي كني. درجاي ديگري ادونيس مي نويسد من براي نوآوري نمي توانم حد و مرزي قائل نباشم در غير اين صورت من به جاي اينكه يك مدرنيست باشم يك تروريست خواهم بود. اليوت در اين حال و هوا مي گويد آسيب حرص و ولع براي نوآوري چيزي كمتر از آسيب عقب ماندگي نيست.

شخصيت ديگري بر اين باور است كه اگر شعر از حوزه مطالعه چند تن از دوستان شاعر بيرون نرود، تبديل به يك شركت سهامي خاص شده است.

 

به هر صورت شعر اقناعي تا آستانه خطركردن در نوآوري پيش مي رود و در اين ميان اما خواننده را به اين دليل كه شاعر مرزي براي نوآوري نمي شناسد از دست نمي دهد. شعر اقناعي در مقايسه با شعر اعترافي سطح توقع هنري مخاطب را كمي بالاتر مي برد و او را به نوعي بصيرت و فرزانگي در زمينه كاركردهاي زبان و ... نزديك مي كند. هنجارشكني در شعر اقناعي چندان غيرمنتظره به نظر نمي رسد.


شعر استفهامي؛ در پيوند با شعر اقناعي قابل تصور است، اما معمولا در نقطه عزيمت هاي خود براي نوآوري با هم تفاوت هايي دارند. با اين توضيح كه شعر استفهامي به پيشواز صورت بندي ها و وجوه صوري غيرآشنا و غيرمنتظره اي مي رود و در زمينه جسارت ورزي گاه خسارت هايي را هم به بار مي آورد.شعر استفهامي در بلندپروازي هاي خود امور مسلم و قواعد شعر ثبت شده مدرن را به بازي مي گيرد. در اين صورت اگر شعر اقناعي به قواعد از پيش آماده اي همچون، مركزگرايي، ثنويت باوري، و روابط خطي و... وفادار مي ماند.

 

از درون شعر استفهامي مي توان اين مولفه ها را استخراج كرد؛ترديد در مطلقيت باورها. توجه به زمان روانشناختي در برابر زمان خطي، ترديد در پاسخ هاي قطعي، عدم توجه به اصول و قواعد از پيش تعيين شده، توجه به احتمالات و امور حاشيه اي و... . اين نكته را اضافه كنم كه مسائلي همچون نقيضه پردازي، پراكنده نويسي، لذت گرايي هاي فن محورانه در يك اثر شعري بايد به يقيني عزيزي بدل شود و يا همچون آزموني تصادفي يا كنشي غيرعمدي به نظر آيد تا نتايج مضحكي به بار نياورد.

 

ب

 

من مجموعه شعر «طلعت منم» اثر فرخنده حاجي زاده را به دلايلي كه بعدخواهم شمرد زير عنوان شعر استفهامي قرار مي دهم؛

 

1 - شعر استفهامي درصورتي بر ديگر گونه هاي شعر كه برشمردم داراي برتري است كه از عهده اجراي زباني به خوبي برآمده باشد. بنابراين به كارگيري برخي از مولفه هاي كه به آن اشاره شد چنانچه به آزموني شخصي تبديل شده باشد. امتيازي براي شعر به حساب نمي آيد. از اين منظر شعر فرخنده حاجي زاده تظاهر به مدرن يا پست مدرن نمايي نمي كند و داراي بلندپروازي هاي بالقوه اي است؛ بالقوه گي نه بدان معنا كه نوآوري در شعر هرگز فعليت نمي يابد؛

 

- نارنجي نشده زرد و قهوه اي از شاخه تكيد

ابتداي پاييز بود نه؟

تابستان هم چنگي به دل نمي زند.

نارنجي نشده زردها و قهوه اي از شاخ تكيدند (طلعت منم، ص 59)

 

2 - تخريب و توليد معنا، با اين توضيح كه شاعر معناهاي ايضاحي يا ايضاح معاني را كتمان مي كند تا معناي مقرر، حضوري نامقرر و حدودا غيرمنتظره پيدا كند. هرچند نه در تمامي بندها، يا تمامي شعرهاي كتاب؛

 

- شكل شكستن دور از تو ايستاده باور نمي كنيم (ص 56)

 

كه شاعر تكيدگي و زوال و ويراني جسم و جان مادري را در داغ فرزند نشان مي دهد.

3 - و در بند ديگري از همين شعر با نوعي منقطع نويسي كه درصدد نشان دادن ژرفاي مصيبتي است روبه رو مي شويم؛

 

- اروند از چشم خلايق جاري نرگس نمي رويد!

توفان كه مي گيرد ارس كه طغيان مي كند خاك نرگس هاي تو را پر مي كند

نرگس فروشان روستا دورتو حلقه

زني واي مي زند؛ آهاي نرگس فروشا همه نرگس هاتون خريدارم

زيبايي كارون نرگس هاي تو

دختران نرگس فروش و سهم من از تو سهم من از همه جهان هميشه كم

به ياد داشته باشيم كه كارون در اين ميان نام يك كودك پرپر شده است

 

4 - به كارگيري نوعي طنز كه در نهايت ايجاز صورت مي گيرد.

 

- شوهرم مي گويد معر مي گويي

خودم مهرهايم را دوست تر دارم

و دوست شاعرم به مسخره مي گويد شاه كارند (ص 73)

شوهرم مي گويد معر مي گويي

خودم مهرهايم را دوست تر دارم

و دوست شاطرم مي گويد شـ شـ شـ ااا ه ك ك ك اااري (ص 76)

توجه خوانده را به شاه كارند و شاه كاري جلب مي كنم.

 

5 - بيشتر شعرهاي كتاب «طلعت منم» ايجاد پرسش مي كنند؛ بدين گونه؛

- ايجاد پرسش مي كند كه اين چه نوع شعري است؟

- ايجاد پرسش مي كند كه آيا شعر امروز ايران از اين راه بايد برود؟

- آيا اين شعري كه استفهامي ناميده خودش را به پرسش كشيده؟

- كداميك از استانداردهاي شعري را به پرسش كشيده؟

- آيا اين نوع پرسش ها، پرسش هاي معمولي اند يا پرسش هايي مثلا فلسفي كه ايجاد لذت هنري مي كند؟ و آيا نمي شود سفيدخواني هايي كه در شعر نيز احساس مي شود، نوعي پرسش به شمار آورد؟

 

- كثرت نمي شناسم

شاعرترم از تو

كه عاشق ترم به تو از تو

مغز باستاني به كنار جا مانده اي

از كليشه كه حرف نزنيم

نحو و كلام و زبان را كه بگذريم

شاعرترم كه عاشق ترم به تو از تو (ص 20)

 

3 - به روزبودن، بدين معنا كه كلمات روزانه، معاصريت خود را به لحاظ كاركردي هنري نه خبري كسب كند. شعري بدون آرايه هاي مرسوم و متكي به طنزي پنهان؛

 

ذرات عنابي نشان از سرنشينان كرات ديگر دارد
به نقل از فضانوردان
روزنامه هاي فردا مي نويسند
از انفجار مخزن سوخت با نوك يا كريم
و صداي مهيب درهاي جنوب شرقي
حادثه اي اتفاقي/تعدادي اندك/به هزار هم نمي رسيد
پرهاي ياكريم
لوارهاي موسمي
و نامت كه آمد نشست كنار كلمات
علت سقوط
نقص فني...
(ص 70- 69)

 

7 - مي گويند شعر با گرايش هاي جديد، فاقد معناست يا بايد فاقد معنا باشد. در كار حاجي زاده به تعبير من، بي معنايي گريز از معناهايي است كه در ساختاري از اين تعبيه شده كه متكي به نوعي اقتدارگرايي و رويكرد به معناهايي است كه از شكستن چنين ساختارهايي پديد مي آيد. در شعر داغ (ص 63) با مضامين معتبر روبه روييم كه از فرط بداهت بايد آن را در حد يك اخطار يا يادآوري تلقي كنيم، حال آنكه تعبيرها و تصرف هاي حاجي زاده در ساخت و بافت بيان و فضا، ما را با اجرايي ديگر از همان معناها روبه رو كرده و تكرار را به يكسو زده است؛


قصابان در شهر گوسفندهايشان را زنده فروختند.

يك شب
بعد خنجر پس كوچه ها
نشاني سقا پرسيد
گوسفندهاي زنده!
اسماعيلي شدم كه خدايش ذخيره هاي رحمت پشت پنجره هاي ديگر
حراج مي گردد
و فرمان مي راند قربانيش كنيد!
قرباني
خونش داغ باشد زمين بارور خواهد شد
و زمين از خون جوشيد
(ص 63)

 

8 - حاجي زاده با فاصله گيري از عبارات شاعرانه از احساسات گرايي، فاصله گيري از تزئينات و تكلفات اديبانه، شعري را پديد مي آورد كه بلاغت يك نثر را به چالش مي كشد. به عبارت ديگر اگر شعر مورد نظر _ابن سيرين (ص 31) را نه يك شعر، بلكه يك قطعه نثر - قطعه منظور - بخوانيم، شاعر بلاغت و فصاحت آن را با يك قطعه از شعرهاي خود به مسابقه مي گذارد. گرچه من شخصا ابن سيرين را يك شعر مي نامم.

 

خواب ديدم آمده
خودت بودي همين نزديكي ها
گفتم چه خوب كه نرگس خريده ام
ابن سيرين گفت فرزندم! خواب زنانه اي است به تعبير آن مكوش
دختر بچه همسايه مي گويد نشونيت از خودم پرسيدم دروغ كه نمي گم خانم!
مي خواهم به ابن سيرين بگويم تعبير خواب هايم را خودم مي دانم
تعبير خواب تازه اي مي نويسم / زنانه اي
و نمي گذارم فرويد برايش مقدمه اي بنويسد
(ص 31)

 

9 - حاجي زاده خوشبختانه چالش و درگيري با استبداد نحوي را امري محوري و سرنوشت ساز ندانسته است، بلكه به جاي سبقت گرفتن از ديگران در اين مورد، با حساسيت خاصي به فكر آن است كه از مثل هم نويسي پرهيز هم كند من لطف اينگونه نحوستيزي ها را درك نمي كنم آن هم از سوي شاعراني كه شعرهاي خوبي هم تاكنون نوشته اند؛ كمي هم از آسيب ديدگي هاي شعر فرخنده حاجي زاده بگويم؛

 

الف؛ جملات حدودا خنثي؛ در شعر طلعت منم (ص 55): خون دور چشم هايش چرخ مي خورد كه نيروي عادت خواننده را كنار نمي زند.

 

ب؛ تضمين از شعر ديگران (فروغ فرخزاد) ûنه به عمق شعر و نه به تجدد قواي شعر كمكي نكرده است‎

 

- مي گويم مي خواهم دست هايش گورستانم باشد/ در دست هايش سبز خواهم شد.

 

پ؛ شعر «نفسم» (ص 85) گرچه فضاي شعر پذيراي منقطع و گسسته نگاري است، اما روي هم رفته به دستكاري بيشتري نياز دارد.

 

ت؛ حذف نابه جا

 

الف) مي افتادم تاب مي خوردم تاك هاي نارس را تاب/

 

ب) گل قاصد نشست روي خط عمري كه قطع

فاقد تازگي است. تكراري است؛

قلب چشمه چه تند مي تپد

 

ث- پشت پلكم خيس باران مي شوي. سطر متوسطي است، اما سطر دوم آن را نجات داده است و ويروس سرماخوردگي

احتياط

عطسه بزني خواب سينه هايم به هم مي ريزد

(ص 30)

 

 
آرشيو اخبار فرهنگي
تازه ترين مطالب
عوامل مهم د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ر تعيين قيمت كتاب (آرش حجازي)

متن نخستين قانون مطبوعات، متمم و اصلاحيه‌هاي آن (1286)

- اين سايت را به سايتهاي محبوب خود اضافه کنيد.
- اين صفحه را به دوستان خود معرفي کنيد.
صفحه ی اصلی  .  اخبار فرهنگی  .  نقد کتاب  .  گزارش ها و مقالات  .  بانک اطلاعات آفرينندگان  .  صنعت نشر  .  بايگانی  .  درباره ی جشن کتاب  .  تماس با ما  .  تالار گفتگو